X
تبلیغات
مهرهشتم

چکیده:

این پژوهش سیمای خانواده آرمانی در نگره امام رضا(ع)را به بحث وبررسی نشسته است یاد کرد زیست اجتماعی نهاد کوچک اجتماعی خانواده دیروز و امروز خانواده بحث های درآمدی نوشتار را صورت داده است، کارکردهای روانی خانواده که خود بر دو شاخه روانی جنسی و روانی عاطفی، تقسیم می شودو نیز کارکردهای اجتماعی، شامل فرزند زایی مفهوم تربیت، تربیت اجتماعی و مذهبی مطالب محوری و مرکزی تحقیق به شمار می روند.

کلید واژه ها:

حیات جمعی انسان/ نهاد خانواده/کارکردهای خانواده/ دیروز خانواده/امروز خانواده/خانواده در غرب/کارکردروانی/کارکرد جنسی خانواده/ تربیت خانوادگی/ شیوه های تربیت/ تربیت نمادین/ تربیت دستوری/ گسست خانواده/ تربیت.

1- زیست گروهی انسان

 انسان جانداری اجتماعی و «گروه‌زی» است که از میان تمامی جانوران گروه زی، پیچیده ترین وکامل ترین شیوه زندگی اجتماعی را دارد. زندگی دسته جمعی انسان ازابتدای ترین صورت تا پیشرفته ترین آن، برایند یک سلسله نیازهای طبیعی یا ارادی است که انسان ها را به یکدیگرپیوند می دهد وبه صورت یک گروه به هم پیوسته در می آورد. این گروه به هم پیوسته را «جامعه» می نامند.

 

 

2- چهره دیروز وامروز خانواده

ساده ترین، کوچکترین و قدیمی ترین شکل جامعه انسانی که تاریخ روایت می کند، خانواده ای است که دست کم از زن، شوهر و فرزندان به وجود آمده و کشش ها و پیوست های چندی، اعضای آن را به هم پیوند می دا د ه است، دست آفرینش وطبیعت، میان زن و مرد، گرایش و کشش طبیعی نسبت به یکدیگر قرار داده که آن دو را به یکدیگر پیوند می داده است.این پیوست حتی در سنت های که ازدواج با محارم را جایز نمی دانسته اند، بل در ازدواج های برون نژادی، علی رغم نبودپیوندهای نسبی، اشتراک فامیلی وبیگانگی خونی ونژادی، به گونه همسان وجود داشته ودوهمسر را به سوی زندگی مشترک، فرا می خوانده است، تا هسته اصلی خانواده را تشکیل دهند.

زن و مرد به دنبال احساس و تمایل قلبی به ایجاد پیوند میان خود، با یکدیگر پیمان همسری وزندگی مشترک (با تمام گونه‌هاواشکال مختلف ان)می بندند. این پیمان، در زندگی و حیات فردی و اجتماعی انسان از مکانت و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چه، نه تنهاموجودیت دو انسان را از جنبه های بسیاری به هم می پیوندد، که نخستین محیط ویستر زندگی پیدای وگسترش نسل انسانی با تشکیل خانواده فراهم می آید وپای بست سازواره ی جسم و جان نسل های پسینی در همین کانون و با تأ ثیر پذیری ازخصلت ها و رفتارهای زن وشوی، شکل می گیرد و سمت و سو، می یابد ؛ از همین رهگذرازدواج و پیوند زناشویی درنگره وسنت های دینی تمامی جوامع و ادیان و به باور همه ملت ها، امری مقدس شمرده می شده و در نظام های حقوقی وتربیتی مختلف، به خانواده و مسائل مربوط به آن توجه و اهتمام ویژه ای صورت می پذیرفته است. دیانت ونگره اسلامی بیش ازهر مکتب وسنت دینی ویاملی دیگر به کانون خامواده ارج نهاده واجتماع زن ومرد انسانی بر پای بست سنت وقانون سرشتی وشرعی ازدواج ر ا از منظر منزلت وقداست در هرم نهادهای زندگی اجتماعی انسان ها وازمنظر تأثیر گذاری بر سایر نهادهای حیات بشری در صدر جدول نهاد های اثر گذار جای داده است. چندان که در متون روای اسلامی گفته شده است:

 «مابنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج » (1)

« هیچ بنای در اسلام بنا نشده است که درنزد خداوند، محبوب تر ازبنای ازدواج با شد.»

 گفتمان دینی از دواج، وضرورت تشکیل خانواده برای جوان بالغ، رشید ومسلمان؛به ویژه دختران جوان، در گفتاری از امام هشتم، علی بن موسی الرضا(ع) بدین گونه تبین شده و بازتاب یافته است:

«جبرییل بر پیامبر خدانازل شدوگفت:«ای محمد(ص)پروردگارت سلام می ر ساند ومی گوید؛زنان بکر وجوان، همچون میوه ای بر شاخ درختند که هر گاه رسیده شوند، دوایی جز چیدن ندارند؛واگرنه تابش خورشیدو وزش بادها اورا فاسد می کند.دختران جوان نیزهرگاه ببینند آن چه را زنان می بینند(عادت ماهیانه زنان) دوای جزشوهردادن ندارند که اگر شوهر داده نشوند از فتنه درامان نخواهند بود.» (2)

پیامبر، پس ازشنیدن این پیام الهی بر منبر رفت وخطبه خواند وآن چه راخداوند به انان دستورداده بود، برای مردم بازگفت، مردم از آن حضرت پرسیدند:ای فرستاده خدا، دختران خودرا به نکاح چه کسانی درآوریم؟حضرت فرمود:به کسانی که هم کفو ایشان هستند.پرسیدند کفو آنان کیانند؟ پیامبر پاسخ داد: مؤمنان کفو یکدیگراند. سپس ضباعة، دخترزبیر بن عبدالمطلب را به ازدواج مقداد بن اسود درآورد آنگاه از منبر پایین امد.

 در این کلام آسمانی روی سخن با دختران رشید و رسیده به سن از دواج است شاید بدان سبب که دختران جوان، آسیب بیشتری از ترک ازدواج ودور ماندن از حلقه وصل وهمسر گزینی را پذیرا خواهند بود، چه؛ گذشته از هرحکمت وراز نهفته ی دیگر، دختران بالغ، رشید و رسیده به سن از دواج، به اوج لطافت، طراوت، و زیبایی ممکن جسمی -وبساروحی وروانی-خویش می رسند، وخواستگاران ودلداگان بسیار می یابند که فرآیند آن گسترش قلمرو انتخاب گری وهمسر گزینی دختران جوان وبرگزیدن بهترین وشایسته ترین آنان برای همسری است. وازسوی دیگر به تناسب عبور از سن بلوغ، این نشاط وشادابی، روبه افول وکاستی می نهد وزمینه وبستر دست یازی به انتخاب بهترین هارا از کف می رباید ودراین فرآیند، چه بسا کشش نیرومند غرایز جنسی وشهوانی، داغ ولکه ننگ آلودگی، فحشإونا پاکی را حتی بر دامن بانوان عفیف ومؤمن بنهد و خانواده ها وجوامع بشری را در سراشیب فساد وگرداب زوال اخلاقی، فروغلطاند. بدان سان که هم اکنون افزایش سن ازدواج در برخی کشورها واحیانا روی گردانی ازسنت وقانون ازدواج وتشکیل خانواده در پاره ای از کشورهای غربی واروپای، این بلا وافت را ببار آورده وسلامت اخلاقی وارزش ها وهنجارهای اجتماعی و خانوادگی را باخطر جدی ونهاد خانواده راباسقوط وفروپاشی روبرو کرده است.

بشر به اصطلاح جهان مدرن- که ازبارز ترین شاخصه های ان پشت کردن به گذشته، سنت ها وارزش های پیشینی است - شاهد دگر شدن پر شتاب تمامی سطوح ولایه های زندگی ازجمله نهاد خانواده است؛ ارزش ها و هنجار های خانواده سنتی به سرعت درحال شکستن وفروپاشی است وفرایند های تلخ ونا گوار این گسست وفروپاشی، دغدغه جدی همه متفکران واندیشه ورزانی است که نسبت به سرنوشت انسان ها وجوامع انسانی می اندیشند.

 3-عوامل گسست خانواده

مهمترین اسباب وعواملی که در سست شدن بنباد خانواده ها ی امروزین تأثیر منفی وویران گر بر جای نهاده وپیوندهای خانوادگی را دچار گسست کرده و می رود تا بنای رفیع وارزشمند خانو اده ازبنیان وپی، ویران کند، فراموشی، یا دست کم، فرو کاستن کار ویژه ها وارزش‌هایی است که نهاد خانواده برپای بست آن ها استوار ومستحکم بوده است.ازاین روی به هرپیمانه که راهبر دهای واقع نگرارایه گردد ومتفکران ونخبگان فکری از عهده تشخیص درست آسیب های کانون خانواده برآید و بتواند ارزش های ازدست رفته را به خانواده بازپس بدهد، می توان به رویکرد خانواده ها به سمت و سوی ثبات ومانای امید وار بود وتشکیل خانواده آرمانی رابه انتظار نشست.

4-کار ویژه های نهاد خانواده

جامعه شناس نام اشنای معاصر«تی.بی.باتو مور» کارویژه های خانواده را ازیک منظر به چهار دسته ی:«کار کرد جنسی، اقتصادی، تولید مثل وآموزش وتربیت.» تقسیم کرده وازمنظردیگر، مجموع ان ها رابه دونوع؛روانی واجتماعی بخش پذیر دانسته است (3). برخی دیگراز دانشیان جامعه شناختی، کار ویژه های خانواده را به شیوه دیگر در جهار گروه عمده اجتماعی تشخیص داده اند:«تولید مثل، نگهداری (کودکان نابالغ)کاریابی، جامعه پذیر کردن.» (4)

[ویل دورانت» درکتاب« لذات فلسفه» می نویسد:

«کار خاص زن، خدمت به بقاء نوع است و کار خاص مرد، خدمت به زن و کودک، ممکن است کارهای دیگری هم داشته باشد ولی همه ازروی حکمت وتربیت تابع این دو کار اساسی است.» (5)

آموزهای دینی وازجمله، آیات قرآنی-با ادبیات وزبان خاص خود- بر نقش کار کردی خانواده به ویژه والدین- به عنوان دوعنصر اصلی شکل دهنده صیانت گر ومانای بخش نهاد خانواده - اهتمام افزون ورزیده و کار ویژه های پدر و مادر را در حراست از کیان خانواده ها بس مهم وتعیین کننده قلمداد کرده است.

امام علی بن موسی الرضا(ع)در جواب پرسش های که یکی از اصحاب وی به نام محمد بن سنان در فلسفه و حکمت شماری از احکام شرعی وآموزه های اسلامی واز جمله حرمت زنا داشته، فرموده است:

«وحرم الله الزنالمافیه من الفسادمن قتل النفس وذهاب الانساب وترک التربیة للاطفال وفساد المواریث وما اشبه ذالک من وجوه الفساد» (6)

« خداوندزنا (روابط خارج از قانون خانواده)را ازآن سبب حرام قراردادکه مایه فساد و انسان‌کشی می گردد و پیوندهای نسبی (که اساس زندگی بشری برآن ها بنا شده) ازمیان می‌برد، و باعث پیدایش کودکان محروم از تربیت می‌شود و نظام ارث (انتقال قانون انتقال اموال از نسل پیشین به نسل‌های پسینی) را برهم می‌زند و فسادهای دیگری که در پی دارد.»

 دراین روایت و نص رضوی، کارویژه‌های خانواده چهار چیز معرفی شده‌است؛ حفظ نظم و امنیت اجتماعی، تداوم پیوندهای نسبی (فرزند زایی مشروع) سامان‌یابی نظام اقتصادی و آراستگی جامعه به هنجارها و ارزش‌های اخلاقی و جلوگیری ازفساد و هنجارشکنی. تبیین این کارکردهای چهارگانه از سوی امام، بر پای‌بست این واقعیت عینی صورت پذیرفته است که انسان‌ها، بر مبنای نیازهای غریزی و کشش‌های طبیعی ناگزیر از برقراری روابط جنسی با جنس مخالف خود هستند، شکل و هندسه این رابطه، بیش از دو فرض و صورت را برنمی‌تابد رابطه‌ای خارج از چارچوب ازدواج و تشکیل خانواده(زنا) و رابطه مشروع و قانون‌مند از رهگذر ازدواج و بنای خانواده، امام، برای رابطه شکل نخست، پی آیندهای شوم اجتماعی، اخلاقی و تربیتی سراغ می‌دهد و این آشکارا بدان معنا است که از یک سو روابط مشروع و تشکیل خانواده کارکرد های سازنده و مثبت در حوزه‌های پیش گفته دارد و از دیگرسو، می‌رساند که علل و اسباب فروپاشی کانون قدسی خانواده و چالش ها و معضلات جامعه بشری در ساحت روابط جنسی را باید در انحراف و تغییر مسیر روابط جنسی از مجرای کارکرد سازنده و هنجارهای درست خانوادگی جستجوکرد. بدین ترتیب بخشی از مهمترین کارکردها و شاخصه‌های خانواده مطلوب و آرمانی اسلامی را، با الهام از متون دینی، آیات قرانی، به ویژه نص پیش گفته رضوی چنین می‌توان برشمرد:

1/4- کار ویژه های روانی خانواده

زن و مرد، برپای‌بست سرشت و خلقت، خواهان و دلداه‌ی یکدیگرند، زن بدون پیوستن به مرد و مرد بدون وصال زن، خودرا تنها، ناقص و سرخورده احساس می‌کند، چنان که گوِیی نیمی از خویشتن را ندارد. همین علاقه و دلدادگی است که در ادبیات و فرهنگ انسانی، شاهکارهای ادبی آفریده و احیانا جنگ‌ها و ویرانی های نیز به بار آورده است. این علاقه و دلدادگی، دارای دو منشأ و چهره است.

1/1/4-کار ویژه جنسی ـ روانی

 نوعی علاقه و تمایلی که منشأ آن نیاز جنسی و کشش غریزی است، زنان و مردان را به سوی جنس مخالف می‌راند؛ دستگاه افرینش این جذبه و تمایل را در دو جنس مخالف قرار داده‌است تا به وسیله ان، نسل ادمی امتداد یابدو تلخی‌های زناشویی، بارداری، زادن، تربیت و پرورش اولاد و تأمین معیشت فرزندان و خانواده بر والدین سخت و گران نیاید، کار کرد خانواده در براوردن نیازجنسی یک دیگر را قرآن کریم چنین بیان می کند:

«نساءکم حرث لکم فأتوحرثکم انی شئتم...»(بقره/223)

«زنان شما محل بذر افشانی شما هستند؛پس هرزمان که بخواهید، می توانید با ان ها آمیزش کنید.»

لحن ترغیب گرانه ایه شریفه برتأمین نیاز جنسی و کامروایی از رهگذر آمیزش با همسران، اهتمام کلام وحیانی الهی، بر کارکرد اثباتی اشباع جنسی زن وشوی به وسیله یک دیگر در استحکام خانواده وبه بیان دیگر اهمیت وجایگاه تعیین کننده عمل جنسی در خانواده را می رساند. متون روایی، آشکارتر، برآورده شدن نیاز جنسی زن وشوی ازسوی یک دیگر راعامل مانایی واستحکام بنیان خانواده برشمرده است. سنت اسلامی باشیوه های بیانی مختلف تأکید افزون دارد که زن وشوهر باید نیاز وخواسته های غریزی وجنسی یک دیگر را براورده سازد؛

 در روایت نبوی به نقل امام صادق (ع) آمده است:

« عن ابی عبدالله(ع) قال: قال رسول الله (ص): خیر نسائکم العفیفة الغلمة» (7)

«بهترین زنان شما آن است که پاکدامن وپرشهوت باشد.»

 در روایت دیگر از ان حضرت نقل شده است:

«برخی از اصحاب امام (ع)ازاو پرسیدند:«لذیذترین چیز ها کدامند ؟(وانگهی خود هر کدام چیزی را معرفی کردند.) امام، فرمود:لذیذ ترین چیز ها آمیزش بازنان است.» (8)

 اگر کارکرد جنسی وتولید مثل خانواده به خطر بیفتد، چه کاستی از جانب مرد باشد یا زن، ثبات و استحکام خانواده متزلزل می شود. بر پای بست چنین احساس خطر و امکان افتادن در ورطه فروپاشی و طلاق است که اسلام برای زنی که نیارهای جنسی شوهر خود را ازسر عمد وغرور، برآورده نسازد نام «ناشزه» می نهد و او را سزاوار کیفر و مجازات می‌شناسد:

« واللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع واضربوهن فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا ان الله کان علیاکبیرا (نساء/34)

«ان دسته اززنان را که ازسر کشی ومخالفت شان بیم دارید، پند واندرز دهید؛و(اگر مؤثر واقع نشد، )در بستر از آن ها دوری نماییدو (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن ان هابه انجام وظایف شان نبود، ) آن ها را تنبیه کنید و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی بر ان ها نجویید(بدانید خداوند بلند مرتبه وبزرگ است.»

چنان که اگر زن از ناحیه شوهر خویش احساس نشوز وخود داری از امیزش جنسی وعمل زناشوی کند، قرآن، برای جلوگیری از فروپاشی خانواده راهکار صلح را پیشنهاد می کند که مفهوم وسیع و دامن گستری است برای هر نوع تلاش آشتی جویانه وازجمله واداشتن مرد برای برآوردن نیاز های غریزی همسرش:

«و ان امرئة خافت من بعلها نشوزا اواعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهماصلحاوالصلح خیر... »(نساء/128)

«واگرزنی ازطغیان وسرکشی یا اعراض شوهرش، بیم داشته باشد، مانعی نداردباهم صلح کنند وصلح بهتراست.»

نشوز، از ماده نشز (= فلس) آن گونه که زبان شناسان می گویند، در لغت به معنای مکان مرتفع است.

 در اصطلاح فقیهان، نشوز، به معنای عصیان کردن زن بر مرد و مرد بر زن است. در قاموس قرآن بادر نظر داشت همین معنای اصطلاحی آمده است: « نشوز برتری و عصیان کردن مرد بر زن و زن بر مرد است.» (9)

فقیهان و قرآن پژوهان، بارزترین مصداق های نشوزو برتری جویی را امتناع و خودداری زن و یا شوهر از کامروایی دیگری برشمرده اند.

 در معاشرت خانوادگی این تنها موردی است که قرآن کریم، راهبر د های مختلف ارایه داده وازجمله زدن همسر را رواشمرده است، اصل رواشماری زدن(به هر معنای که باشد) نشان گر اهمیت حالت نشوزازرهگذر متزلزل ساختن کیان خانواده است.

 درعلت یابی این نکته که چرا خداوند در مورد نشوز و امتناع زن از تمکین در برابر شوهر خویش، کیفر و مجازات تعیین کرده اما در مورد نشوز مرد، پیشنهاد مصالحه و کوشش برای صلح وآشتی میان زن و مرد داده است؛ شاید بتوان به خصوصیات روحی و روانی هریک از زن و مرد اشاره کرد؛ چه این که بر اساس یافته های روان شناسان، نیاز جنسی مردان تهاجمی است به گونه ای که او خود را یکسرنیاز، طلب، عشق وتمنا می شناسد. همین سرعت جوشش وغلیان شهوت در مرد است که برای مردان پرواپیشه و خدا ترس، عامل گریز و پرهیزاز اماکن حضور زنان زیبا روی و به دیگر سخن؛ عفت مردانه و در مردان فاقد حیا و عفت؛ مایه سقوط در ورطه هولناک دامن الودگی و فحشاء می شود حال آن که زنان، تحمل و صبر بیشتری در خودنگهداری در برابر فشارهای جنسی را دارند.

اسحاق بن عمار ازامام صادق(ع) روایت کرده است:

«خدای عزوجل برای زنان ده برابر مردان صبر وتحمل دربرابر غرایز جنسی، قرار داده است.امااگربه هیجان بیایند؛ ده برابر یک مرد اند (10).

 بدین ترتیب چون امکان فروپاشی کانون خانواده در صورت ناکامی جنسی مرد از سوی همسرش بیشتر می رود، اسلام از یک سوی برای جلوگیری از چنین فرایند شوم، نسبت به نشوز زنان، سختگیری بیشتری نشان داده و از دیگر سوی، به زنان سفارش کرده است که شوهران خویش را اشباع جنسی کنند و کامروایی شوی شان را به عنوان اولویت وظایف و بایستگی های همسری خویش قرار دهند.در روایت نبوی آمده است:

« برهیچ زنی روا نیست بخوابد مگر آن که خود را به شوهر عرضه کند، لباس خود را از تن بیرون کندوبا اودرزیر یک لحاف داخل شود وبدن خودرا به بدن او بچسپاند، اگر چنین کند خودرا به شوهر عرضه کرده است..» (11)

 با این حال، اسلام، نیازهای جنسی زن را نیز نادیده نینگاشته و حق هم خوابگی وآمیزش جنسی، در فواصل زمانی معینی را از جمله حقوق زنان بر مردان شمرده است.که هرگاه مردان از انجام ان سرپیچی کنند بسان ضاییع کردن سایر حقوق زن، مورد نکوهش وسرزنش قرار می گیرند. امام علی (ع)روایت می کند:

«گروهی از اصحاب پیامبر (ص)زنان را بر خود حرا م قرار داده بود، روزها روزه می گرفتند وشب هارا به نما ز می ایستادند.ام سلمة این قضیه را به رسول خدا(ص) رسانید؛ ان حضرت به سوی اصحاب رفت و به آنان چنین فرمود:«آیا شما اززنان اعراض می کنید، در حالی که من با انان معاشرت می کنم، در روز غذا می‌خورم و در شب می خوابم؟ هر کس از شیوه من پیروی نکند از ان من نیست.در این هنگام، خداوند فرو فرستاد: ولا تحرمواطیبات ما احل الله لکم ولا تعتدواانه لا یحب المعتدین وکلواممارزقکم الله حلا لاطیباواتقوا الله الذی انتم به مؤمنون...»(مائدة/87و88) (12)

تحقیقات جامعه‌شناختی نیز ناکامی‌های جنسی زنان ومردان را از همسران خویش درشمار عوامل طلاق، جای داده‌اند. دکتر «فرانک.س.کایر یود» می‌گوید:

«براساس آماردقیق جدید، ثابت شده که اکثرطلاق ها درزمان حاضربراثر عدم ارضای جنسی زن وشوهراست.» (13)

کار کرد روانی وروحی به معنای پیش گفته را ازمنظر دیگر نیز می توان دراستحکام وثبات ویا گسست وناکامی خانواده تأثیر گذاردانست؛ بدین بیان که ازدواج رابطه و راهکار قانونمند، شرعی وعقلانی برای رفع نیاز دوهمسر ازسوی دیگری و مانع وبازدارنده آلودگی، فحشاوهرزگی زنان ومردان است، اگر این نیاز دردرون خانه وازجانب همسر، بر اورده نشود، راه برای ارتباط های نامشروع باز می شودواین خود به طور قطع ویقین، بنیاد خانواده را فرو می ریزد. یکی ازپژوهشگران مسایل خانواده می گوید:

«بی اعتنای به توافق وتطبیق جنسی، سبب بروز بسیاری ازاختلافات واختلالات زناشویی؛ مخصوصا بیماری‌های روحی در زن از قبیل بی‌خوابی، بی اشتهایی، لاغری، حملات صرعی، بی‌حوصلگی، بد اخلاقی، انحراف، فساد اخلاق و بالاخره منجر به طلاق خواهدشد.» (14)

 فهم معنا ومفهوم روایات بسیاری که ازدواج را وسیله حفظ نیم ویا دوسوم دین وبازیابی نیمی ازسعادت وعبادت دانسته ازهمین منظر میسر است (15).

1/1/1/4ـ راهبرد رضوی درکارویژه جنسی خانواده

براساس آن چه تاکنون در نقش اثباتی ونگهدارنده تأمین غریزه جنسی همسران از سوی هم دیگر آوردیم، رهیافت به راهکرد واقع بینانه وفهم معنا ی آر مان گرایانه سخنی ازامام هشتم(ع)میسر می گردد.

مردی به محضر امام هشتم(ع) مشرف شد واز آن حضرت پرسید:

«مردی زن جوانی داردودر اثر مصیبتی که براو وارد شده چند ماه بل، یکسال است که با او نزدیکی نکرده است، آیا دراین کار گناهی کرده است؟ فرمود:آری، بعد ازچهار ماه گناه کاراست.» (16)

دراین روایت، شخصی که از امام(ع)ترک همخوابگی باهمسر جوان را می‌پرسد، شرایط روحی و روانی شوهر او را- که گویی می‌تواند ازنظر عرف، توجیه کننده اعراض شوهر وکناره‌گیری وی ازهمسرش باشد، نیز یاد می کند، با این حال امام، از آن روکه این رفتار را مایه گسست بنیان مقدس خانواده می شناسد، پاسخ منفی می دهد و شدید ترین ادبیات دینی را که ارتکاب گناه است، به کار می‌برد تامردمان را از انجام دوباره و اسمترار این عمل بازدارد.

حکمت ترغیب اموزه های دینی وازجمله نصوص رضوی، به زینت کردن و خودآرایی همسران برای یکدیگررانیز باید درهمین نکته وکار ویژه جنسی خانواده و همسران سراغ گرفت:

امام هشم ازپدران بزرگوار خویش روایت می کندکه«زنان بنی اسرائیل ازعفت وتقوا دست کشیدند و هیچ علتی نداشت جز این که شوهران ایشان خودرابرای همسران شان نمی آراستند. زن ازمرد خود، همان را می‌خواهد که مرد از زن خویش تمنا دارد.» (17)

 

2/1/4- کار کرد روانی عاطفی

منشأ وخاستگاه دیگر پیوند ودلدادگی دوهمسررا باید درامر فراتر ازکشش جنسی سراغ گرفت، گواین که برخی ازروان کاوانی، چون« فروید» کوشیده اند، تمامی میل ها وکشش های زنان ومردان به جنس مخالف رادرغرایز جنسی محدود ومحصور کنند اما دربرابر این تصور وانگاره، پاره ای دیگر از روان شناسان ونیز متون اسمانی ووحیانی قران، مرتبه ولایه ی ازمحبت ودلدادگی میان همسران را باور دارند که در دانش روان شناختی، گاه « عشق» وگاه «نوعی احساس» نامیده شده و درکاربرد قرآنی، به «مودت »و«رحمت» تعبیر شده است.

دکتر«.ژ.آ.هدفیلد» ازروان کاوان نام آشنای معاصردرکتاب«روان شناسی واخلاق»تفسیر فروید ازواژه عشق را چنین بیان می کند: «فروید عقیده داردکه معنا ومفهوم کامل عشق، در غریزه جنسی خلاصه شده است ودرحقیقت کلمه عشق را اربین می بردو به جای ان غریزه تناسلی می گذارد، وندرتا فرقی بین غریزه مرد وزن می گذاردبلکه فقط می گوید:مرد ازراه غریزی تحریک می شودوزن ازراه عشق.» (18)

سپس نظرخود دراین باره را می اورد:

«نظر من این است که عشق یک غریزه ساده مثل غریزه تناسلی یا خشم، غضب ویا ترس نمی تواند باشد، بلکه احساسی ودر حقیقت مجموعه هیجاناتی است که نسبت به یک چیز یا شخص در وجود آدمی به وجود می اید؛مثلا وطن پرستی همانطور که ازاسمش پیداست احساسی است که درآن تمام هیجانات مان در اطراف کشور مان دور می زند.بدین طریق، عشق، عبارت ازاحساسی است که دران عده زیادی از هیجانات، مثل فداکاری-احترام - تناسلی-تهوردردفاع ازمعشوق-نرمی وملاطفت بخصوص درعشق مادر به فرزندش-پذیرش خواهشهاوتحسین معشوق همگی همکاری نزدیک دارند.» (19)

شهیدمرتضی مطهری(ره)نیز می گوید:

«عجیب است که بعضی ازافراد نمی توانند میان شهوت ورأفت فرق بگذارند، خیال کرده اند آن چیزی که زوجین را به یکدیگر پیوند می‌دهد. منحصرا طمع وشهوت است، حس استخدام وبهره برداری است، همان چیزی است که انسان را بامأکولات ومشروبات وملبوسات ومرکوبات پیوند می دهد انها نمی دانندکه درخلقت وطبیعت علاوه بر خود خواهی ومنفعت طلبی علایق دیگری هم هست، آن علایق ناشی ازخود خواهی نیست، ازعلاقه مستقیم به غیر ناشی میشود...این افراد گمان کرده اند که مرد به زن همیشه به آن چشم نگاه کرده ومی کند که احیانا یک جوان عزب به یک زن هرجای نگاه می کند، یعنی فقط شهوت است که آن دورا به یکدیگر پیوند میدهددرصورتی که پیوندی بالاتر ازشهوت است که پایه وحدت زوجین را تشکیل می دهد.» (20)

درقرآن کریم چنان که پیشتر گفتیم، بر محبت وپیوندزنان ومردان به یک دیگر، نام رحمت ومودت نهاده شده ودرشمارآیات ونشانه های الهی، جای گرفته است:

«ومن آیا ته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنواالیها وجعل بینکم موده‌ورحمة ان فی ذالک لایات لقوم یتفکرون»(روم/21)

«وازنشانه های او این که همسرانی ازجنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابیدودرمیانتان مودت ورحمت قرار داد، دراین نشانه های است برای انان که گوش شنوادارند.»

 واژه مودة درزبان عرب به معنای دوست داشتن و رحمت، به معنای رقت قلب ومهربانی است؛ابن منظور درلسان العرب می گوید: « رحمت به معناي رقت و مهرباني كردن است و به همين معناست، مرحمت.» (21)

کاربرد قرانی رحمت را نیز به همین معنا دانسته‌اند؛ راغب، در«المفردات فی غریب القران» می گوید:«رحمت، مهربانی و رقتی است که تقاضای احسان را دارد به فردی که مورد رحمت قرار گرفته است، ازاین سبب گاه تنها در مهربانی[ملزوم] وگاه تنهادر احسان[لازم]به کارمي‌رود. مانند: «خدا فلا ني را رحمت كند. » (22)

جارالله زمخشري( 467-528ه)، نیز بر ان است كه اصل معنا و مفهوم رحمت، عاطفه و مهرباني است (23).

 علامه سيد محمد حسين طبا طبايي(ره) توضيح بيشتري در مفهوم رحمت داده و گفته است:

«رحمت، تأثر و انفعال مخصوصي است كه در وقت ديدن محتاج، عارض قلب مي‌شود و شخص را به رفع نياز وكاستي ها‌ي محتاج و نيازمند وادار مي‌كند، اين معنا به حسب تحليل، به عطا و فيض بر مي‌گردد و به همين معنا خداوند سبحان، به صفت رحمت، توصيف مي‌شود يعني، رحمت در خداوند به معناي عطا و احسان است نه تأثر و انفعال قلب؛ زيرا در ذات باري، انفعال نيست.» (24)

 در تعریف علامه طباطباي ازرحمت(که گمان می رود دقیق تر از سایر تعریف ها باشد به دلایلی که در جای خود گفته‌ایم) دو نكته شايان توجه است.

يك: ايشان منشأ رحمت (=احتياج و نياز شخص مرحوم) را بخشی از تعريف و مفهوم رحمت دانسته و در نتيجه مهرباني و رقّت قلب ويژه‌اي را كه به منظور رفع نياز نيازمند، بر شخص عطا كننده عارض مي‌گردد، رحمت ناميده است..

 دو: درآیه ی شریفه موردگفت وگو، چون مودت ورحمت میان زن وشوی دوطرفی دانسته شده واین بدین معنا است که هر یک اززن ومرد، در نای جان وژرفای وجود خویش نیاز به مهر بانی وشفقت ورزی ازجانب دیگری را نهفته دارد و این نیا ز، تنها باآمیزش ان دو وتشکیل خانواده لبریز از عشق ومحبت، برآورده می شود، پس در تشکیل خانواده، تنها رفع نیازجنسی، ، مطلوب ومورد نظر نیست، بل افزون بر رفع نیاز، نوعی نیاز به احسان وعطوفت ازهردو جانب زوجین نسبت به دیگری وجوددارد که منت گذاری وتلخ کامی را، از همکاری، تعامل ورفع نیازدو طرف ازسوی دیگری، پیرایش می‌کند وهردو جانب ازاین نیاز برآ وری، احساس شاد مانی وخوشی می کند بی ان که هرگونه تلاش وتحمل رنج دراین راه بتواند اورا دچار ملال وخستگی کند.

کلام وحیانی الهی، در سوره مبارکه نساء، شماری ازبایدهای روابط خانوادگی را یاد کرده وازاین میان، پیوند زناشوی بین زن ومرد را« میثاق غلیظ» نامیده است:

«وکیف تأخذونه وقد افضی بعضکم الی بعض واخذن منکم میثقاغلیظا»(نساء/21)«وچگونه آن (مهر )راباز پس می گیرید، در حالی که شما با یک دیگرتماس وآمیزش کامل داشته اید؟و(از این گذشته)ان ها(هنگام ازدواج)از شما پیمان محکمی گرفته اند.»

 علامه« محمد جواد مغنیه» درتفسیر ایات نوزدهم تا بیست ویکم سوره مبارکه نسأ که درباره شیوه معاشرت ورفتار خانوادگی است، باب بحثی را با عنوان:«ازدواج، مبادله روح باروح»می گشاید و می گوید:

«ازدواج مبادلة روح باروح وعقد ازدواج، پیمان رحمت ومودت است نه پیمان مالک شدن جسم دربدل مال، ازهمین رهگذر فقیهان گفته اند که عقد ازدواج به عبادات نزدیک تر است تا داد وستد های مالی وبر همین مبنااست که عقد ازدواج را بانام خدا وبر پای بست کتاب خدا وسنت رسول خدا(ص) جاری می کنند.» (25)

علامه« شیخ محمود شلتوت» نیز در تفسیر ایه بیست ویکم همین سوره مبارکه می آورد:

«اگر بدانیم که واژه« میثاق» در قرآن کریم جز درتعبیر ازآن چه که میان خدا وانسان است ازتوحید گرای ونیزدر مناسبات بین الدولی که مربوط به امور مهم، خطیر و سر نوشت ملت ها ست، به کار نر فته است، به مکانت وجایگاه رفیع پیمان ازدواج، درنگره قرآن، نایل می آییم، چه قرآن، پیمان زنا شوی را میثاق، نامیده است.افزون بر این، اگر توجه کنیم که قران این میثاق را با وصف «غلیظ»(در همین ایةشریفة) ستوده است ان گاه به جایگاه فرازمند وواقعی این پیمان در میان تمامی پیمان های که قرآن ازان ها با عنوان میثاق، یاد کرده وهیچ یک را با این صفت توصیف نکرده است، واقف خواهیم شد.» (26)

بدین سان، کانون خانواده ازآن روی که بزم محبت ومودت است، اکسیر آرام بخشی، اضطراب پیرایی و«سکن» بودن برای هردو همسر را درخود دارد. رهیافت به این واقعیت کار کردی خانواده، آشکارا اعتراف به این واقعیت نیز هست که هرگاه خانواده ازمحبت ومودت، تهی گردد، شالوده ان سست ولغزنده می شود وهران احتمال فروپاشی وگسست ان می رود.واین یکی ازاسباب وعواملی است که خانواده امروز غربی را درسراشیب سقوط ونابودی قرار داده است؛چه کار کرد خانواده درغرب، با الهام از پندار های امثال فروید، وعرف کامروایی‌های خیابانی وکاباره ای، منحصر به اشباع غریزه جنسی وتهی ازمهر، شفقت وعاطفه ژرف وپایدارگردیده وروابط زن وشوهر ومنزلت ان دو، به ویژه زنان، تاسر حدمزبله دان، تنزل یافته است.

 شرط قرار دادن رضایت وخواست زن وشوهر درهنگام ازدواج، درآموزه های عرفی وشرعی اسلامی ؛گذشته از مصلحت سنجی های دیگر، گوءی به این موضوع نظر داشته است، که ازدواج بدون رضایت ودلداگی دو طرف به همسر خویش، بنایی را می ماند که در مسیر طوفان تند وبنیاد بر انداز پی ریزی شده باشد؛ بانیان چنان بنیادی روزی بر خرابه های ان، خواهند نگریست ودل های عاری ازرضایت آغازین، مزرع رویش محبت ومودتی که مانای خانواده را تضمین می کند، نخواهد شد.پس باید که آغازین سنگ بنا های این بنیاد، بر شالوده محبت ودوستی ها- ونه صدالبته شور غرایز عشق نما وزود گذر شهوانی-گذاشته شود چنان که در فراز وفرود زندگی زناشویی نیز این اکسیر بقا وپای داری، بایدنه تنها مصون ومحفوظ بماند که، بر اثراخلاق کریمانه وآشنای دو همسر نسبت به یکدیگر وتولد فرزندان، این محبت ودوستی ریشه دار وراسخ تر گردد، تابنای قدسی خانواده استحکام بیشتر بیابد. تأکید افزون وراه کردهای متون دینی در تعامل ومعاشرت کریمانه وصمیمی زن وشوهر با یک دیگر را می توان، ناظر بر این موضوع اساسی قلمداد کرد. سنت اسلامی، کمترین رفتار وسخنی را که از ان بوی بی مهری استشمام شود از زن بر شوهر وازشوهر بر زن بایسته نمی داند وان را نکوهش می کند؛جمیل بن دراج از امام صادق(ع)روایت می کند که فرمود:

«أیما أمرأةقالت لزوجها:ما رأیت من وجهک خیرافقد حبط عملها» (27)

«هرزنی که به شویش بگوید: من ازتو خیری ندیدم، اعمال نیک او باطل می شود.»

امام علی (ع)در جمله وصیت های خود به فرزندش ابو حنیفه فرمود:

«فدارها علی کل حال واحسن الصحبة لها لیصفوا عیشک.» (28)

«با همسر خود در هر شرایطی مدارا وخوش رفتاری کن، تا زندگی بر ایت گوارا گردد.»

1/2/1/4-عطوفت و مهرورزی در خانواده آرمانی رضوی(ع)

امام رضا(ع)خانواده آرمانی اسلام را خانواده ای می داند که شالوده آن بر اساس دوستی ومحبت بنا شده وپیوند های آن ریشه در نهاد جان زن وشوهر داشته باشد:

1-«عن الرضا(ع) عن الرسول(ص) قال:«اقربکم منی مجلسا یوم القیامة احسنکم خلقا وخیرکم لاهله.» (29)

«امام رضا(ع)ازپیامبر(ص) روایت کرد که آن حضرت فرمود:«نزدیک ترین جایگاه به من درقیامت ازآن کسی است که خلق نیکوداشته باشد وبرترین وخوش اخلاق ترین شما برای خانواده خویش باشد.»

2-«عن الرضا(ع)قال رسول الله(ص):«احسن الناس ایمانااحسنهم خلقا والطفهم باهله وان الطفکم باهلی» (30)

«امام رض(ع)به نقل ازپیامبر(ص) فرمود:«برترین ایمان را ازمیان شما کسی دارد که نیکوترین خلق را داشته باشد ومهربان ترین شما نسبت به خانواده خویش باشد ومن مهربان ترین شمابا خانواده خود هستم» (31)

نکته شایان تأمل در این دو روایت این است که امام، دیدگاه ونظر خود در ضرورت ولزوم مودة ودوستی در خانواده مطلوب ودل خواه اسلامی را به نقل ازپیامبر (ص) آورد ه است، با این که می توانست بدون استناد به پیامبر، اصل سخن را باز گوید که در این صورت نیزبرای پیروان اوحجت شرعی والزام آور اخلاقی می بود؛ شاید بدان سبب که امام ازیک سوی، می خواسته است، اهمیت دوستی ومحبت درمانای سلامت وحفظ کانون خانواده را هرچه بیشتر بنمایاند وازدیگر سوی، میزان پذیرش وگستره مقبولیت این راهکردرا در میان خانواده های مسلمان، وسعت وقلمرو افزون تر ببخشد.

3- درروایت دیگر به نقل ازامام علی (ع)آمده است:

«شخصی آن حضرت را به مهمانی دعوت کرد.امام فرمود:به سه شرط دعوت اورا می پذیرد؛ چیزی(غذا) ازبیرون منزل تهیه نکند، هرچه درخانه داردازاودر یغ نداردو خانواده خود رابه رنج ومشقت نیفکند.مرد، پذیرفت وامام نیز دعوت اورا اجابت کرد، »

فراز اخر روایت، نشان گران است که خانواده دینی وآرمانی اسلامی بااجحاف وتحمیل رنج وسختی سازگاری ندارد، هرچند درپوشش کارخیر ومهمان پذیری.چه اجحاف وستم ریشه مودة ودوستی درکانون خانواده را می خشکاندوآثاروکارکردهای مثبت آن رانابودمی کند.

2/1/4--کار کرد های اجتماعی

1/2/1/4-فرزند زایی

فرزندزایی و تداوم نسل انسانی از مجرای ازدواج، تشکیل خانواده وبه هم پیوستن یک زن ومرد، نخستین عمل وکار کرد اجتماعی خانواده وازجمله مهمترین اهداف وحکمت های زوج آفرینی ادمیان از سوی پرورورد گار حکیم ودانا و همچنین ازنعمت های در خور سپاس الهی به شمار می رود:

«والله جعل لکم من انفسکم ازواجاوجعل لکم من ازواجکم بنین وحفدة ورزقکم من الطیبات...»(نحل/72)

«خداوند ازجنس خودتان همسرانی قراردادواذ همسران تان برای شما فرزندان ونوه های به وجود اوردواز پاکیزه ها به شما روزی داد...»

«فاطر السموات والارض جعل لکم من انفسکم ازواجا ومن الانعام ازواجایذ رؤکم فیه لیس کمثله شیء وهوالسمیع البصیر»(شوری/11)

«او آفریننده آسمان ها وزمین است وازجنس شماهمسرانی برای شما قرارداد وجفت های ازچهار پایان آفرید وشمارا به این وسیله[=به وسیله همسران]زیاد می کند، هیچ چیز همانند اونیست واوشنوا وبینا است.»

نعمت انگاری آفرینش انسان ها به دوصورت مردان وزنانی دارا ی استعدادوضرفیت فرزند اوری ونیز، لحن امتنانی واستدلال خداوند بر تکثیر نسل ادمیان ازرهگذر اختلاف انسان ها درجنس( مرد وزن بودن) برای اثبات توحید خالقیت وربوبیت، همزمان گویای این واقعیت نیز هست که هر گاه کار کرد فرزند زای از خانواده ستانده شود ویا خانواده ای درآغاز، فاقد توانای این کارکرد باشد، خانواده مطابق با الگوی طبیعت وآفرینش نیست ودرذات خود کاستی ونقصان را به همراه دارد؛چندان که سایر کار کرکرد‌های چون آرامش بخشی، رفع نیاز عاطفی وحتی جنسی را نیز نمی توان به صورت بایسته وکامل از ان سراغ گرفت.آمار های که ازدادگاه های خانواده به دست می آید وبررسی علل وعوامل طلاق ازسوی پژوهشگران آسیب های اجتماعی نیز ان را تأیید می کند، حکایت ازان دارد که ناتوانی در زاد وولد وعقیم بودن یکی ازدو همسر به میزان زیادی بر جدای، طلاق وفروپاشی خانواده ها تأ ثیر گذار است.بر پای بست این نگاه آسیب شناسانه دینی به ازدواج وزنا شویی، می توان به بخشی از اسرار احکام و اموزه های شرعی فقهی اسلامی، در حوزه مسایل جنسی و خانوادگی رهیافت؛ احکامی چون کراهت ازدواج با پیر زنان وعقیمان، تحریم وسزامند کیفر دانستن لواط، جلق، زنا، عقیم کردن زن ویامرد، خودارضای، سقط جنین، فرزند کشی و...چه همه ی این گونه انحرافات جنسی واخلاقی، با همه اختلاف ظاهری، رفتاری وشکلی که باهم دارند در این نقطه به هم می رسند وآن این که ؛ تمامی این کج روی ها افزون برآن که سلامتی افراد را با خطرهای جدی و مرض های گوناگون واحیانا غیر قابل درمان(مانند ایدزو...) مواجه می سازد، بنیان خانواده را ازهم می پاشد زیرا که اعمال ور فتار های است بر خلاف حکمت آفرینش، زوج آفرینی انسان وکار کرد های اصلی واساسی خانواده. در روایتی ازر سول خدا (ص)آمده است:

«هر گز با پیر زن وزن نازا ازدواج نکنید که من به زیادی شما بر سایرامت ها، مباهات می کنم.» (32)

در روایتی دیگر به نقل از ان حضرت آمده است: «بهترین زنان شما زنی است که بچه آور، مهربان، پاکدامن، نزد فامیل عزیز ومحترم ودر مقابل شوهر متواضع وفروتن باشد...» (33)

 امام صادق (ع)نیزفرموده ا ست.

«زنان سه گروه‌اند: یکی دوشیزه، زایا و مهربان که درگرفتاری‌ها به شوهردر امر دنیا و آخرت کمک می‌کند و به هنگام سختی بی‌وفایی نمی‌کند. دوم؛ نازا که نه زیبایی دارد و نه اخلاق و در هیچ کار خیری به کمک شوهر بر نمی‌خیزد. سوم؛پرخاشگر، پرتوقع وعیب‌جوی، که زیاد را کم می‌شمارد و اندک را نمی‌پذیرد.» (34)

همین سان اسلا م سزاوار زن مسلمان نمی داند که با مردخواجه وعقیم ازدواج کند؛ در روایتی امام موسی بن جعفر(ع) از ازدواج با مرد عقیم برحذر داشته است: (35)

2/2/1/4- تربیت خانوادگی

تربیت به مفهوم«فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هرموجودوبه ظهور وفعلیت رسانیدن امکانات بالقوه درون او... (36) حوزه وسیعی ازاموزش وپرورش های گونا گون جسمی، فکری، فر هنگی، علمی، اخلاقی، مذهبی و... را دربرمی گیردوان گاه که با پسوند خانواده بیاید، بدین معنا است که دراین نهاد کوچک ولی مهم اجتماعی افرادی به عنوان مربیان وکسانی نیز در جایگاه تربیت شونده گان وجود دارند. پیش از ان که دین وآموزه های وحیانی ویا پژوهش ها وتحقیقات روان شناسی وجامعه شناختیی در این بار ه اظهار نظر کند، واقعیت ها وعر ف زندگی انسانی، مطابق با راه کردهای پسینی دین ودانش، نقش مربی گری را به والدین به ویژه پدر وتربیت پذیری را به فرزندان واحیانا همسر، داده است.پدر در نقش مربی خانواده می باید که موانع رشد وشکوفای خانواده را شناسای وبرطرف کند واستعدادهای خانواده را که نمایان ترین ومهمترین ان ها ریشه دارشدن باور ها، ارزش ها، محبت، دوستی، حرمت گذاری به همدیگر وپروردن کودکان است به ثمر بنشاند.گواین که درامروز وآینده، مؤسسات تربیتی، همچنان به کار کرد دیرین تربیتی کودکان ازسوی خانواده تجاوزکرده ومی کند، وکودک پروری به وسیله نوزاد گاه‌هاو کودکستان‌ها رونق افزون می‌یابد و این مؤسسات تربتی، آموزشی، هر چند ازنوزاد گاه ها، تا دانشگاه، مطابق اصول علمی درپرورش وتربیت نسل ها ی نو، خواهند کوشیداما با این همه، هر گز جای پدر ومادر را، پرنکرده و نخواهند کرد.یکی از دلایل این مطلب آن است که، سازمان های تربیتی گیرم بتوانند آداب، سنن و شیوه زندگی را به گونه نظری، به کودک آموزش دهند، اما از ناحیه پرورش رفتاری و تزریق محبت وعواطف روحی که بخشی از نیاز کودک است هرگز جانشین پدر و مادر نمی شود. و این نیاز همچنان بدون پاسخ می ماند، مهرورزی و آغوش گشایی خالصانه مادر و بوسیدن های برخاسته از ژرفای احساس و نهادجان پدر است که بذر محبت و دوستی واقعی و نه تصنعی را در دل کودک می کارد و در گذر عمر، همین محبت ها است که بر کناره جوی بار زندگی کودک بزرگ می شود و برگ و بر می دهد. هیچ احسان وصمیمیتی مانند محبت پدر و لطف مادر برای فرزند نمی تواند ایثار، دگر دوستی وضعیف نوازی رابیاموزد.واساس خانواده های بعدی را که به وسیله کودکان امروز وهمسرا ن فردا بنا می گردد، استحکام بخشد.چه کودکان تربیت یافته درمحیط صمیمی ولبریز از احترام پدر ومادر به یک دیگر، زیاده بر ان که تازمان عضویت در خانواده پدر ومادر از عوامل مؤثر در ثبات وبقای خانواده ونقطه پیوند والدین خویش به شمار می روند، در اینده زندگی وفردای تشکیل خانواده ؛همچون پدران ومادران خود، بانیا ن خانواده موفق، مانا وشکوفان خواهند بود.ازهمین روی درآموزه های اسلامی اگراز یک سوی به نقش تربیتی والدین تأکید شده ورسالت ومسؤلیت پرورش فرزندان بدانان واگذار شده، همزمان به فرزندان سفارش و توصیه شده است تازحمت‌ها وتلاش‌های تربیتی والدین را پاس دارند چه تنها در این صورت است که خانواده ار مانی وثمر بخش اسلامی، شکل می‌گیرد.

امام علی بن موسی الرضا(ع)با استناد به آیات وحیانی قرآن، به این زاویه از هندسه خانواده آرمانی مورد نظر خود واسلام نگریسته وفرموده است:

1-«ازپدرم موسی بن جعفر(ع)شنیدم که می فرمود:«شخصی ازامام صادق (ع)درباره گناهان کبیره پرسید، آن حضرت درپاسخ فرمود:نخستین گناه کبیره شرک است، دو م؛ناامید ی ازرحمت خداوند واز ان جمله است عقوق والدین، زیرا خداوند عاق والدین رابه حکایت از عیسی(ع) جبار شقی نامیده است(مریم/32) (37)

2-«ان الله عزوجل امربثلاثةمقرون بها بثلاثة اخری؛امر بالصلواة والزکواة فمن صلی ولم یزک لم یقبل منه صلاته وامر بالشکرله(و)للوالدین فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله وامر باتقاءالله وصلةالرحم فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عزوجل» (38)

«خداوندبه سه چیز فرمان داد ووآن راقرین سه چیز دیگرقرار داد؛به نماز فرمان داد وزکات ر ا قرین آن قرار داد، پس هرکس نماز بخواند ولکن زکات ندهد، نمازاوپذیرفته نیست.وبه شکرگذاری خود فرمان داد وشکر والدین را قرین آن ساخت، پس هران که شکر والدین را به جانیاورد، خدای را شکر نکرده است وبه تقوای الهی دستور داد وصله ارحام را قرین آن کرد، پس هر آن کس که صله رحم نکند، تقوای الهی را پیشه نکرده است.»

بدین سان خانواده اسلامی وآرمانی، خانواده ای است که پدر ومادر، کودکان وفرزندان وارسته وپرواپیشه تربیت می کند ونیز فرزندان خانواده، مرتبت والدین را در حد ومنزلت دوم خداوند ی وآفرید گاری، پاس می دارد وتربیت والدین را ارج می نهد. ممکن است بر خی استدلال کنند که ؛ متغیر های زندگی، کار کرد تربیتی را ازخانواده به بیرون منتقل کرده وازحرمت گذاری فرزندان به والدین نیز بسی کاسته است، چه ؛گرفتاری ها و مشاغل بیرون از منزل زن و شوهر، سبب شده است که خانواده بخش مهمی از کارکردهای تربیتی دیرین خود نسبت به کودکان را به سازمان های دیگری چون پرورشگاه و آموزشگاه وا نهد وتعامل تربیتی میان زن وشوهر نیز به شدت کاهش یابد. وزمینه وبستر منزلت گذاراری فرزندان به والدین نیز باقی نمی ماند، چه کودک درسالیان نیاز به محبت، تربیت وعاطفه نه پدر ومادر که آموزگاران ومربیان وخدمت کاران اموزشگاه هاومؤسسات تربتی اطفال را در کنار خود می ند.اگر هم انس، محبت ودین گذاری درخویشتن بیابد، نسبت به آنان خواهد بود ونه والدین. اما بر اساس ان چه آمد؛ بایدپذیرفت که، هنوز هم، پدر و مادر، وظیفه و مسئولیت خطیر تربیت کودکان را هم چنان به عنوان نخستین اولویت کارکردی خود بر عهده دارند، بل می توان گفت؛ کودکان معاصر، بیش از کودکان گذشته ازمیان الگوهای متحرک محیطی، نزدیک وهمانند خود، به پدر و مادر اقتدا می کنند و به گونه غیر ارادی رفتار آنان را الگوی رفتاری و سرمشق زندگی خویش قرار می دهند، افزایش میزان الگوپذیری فرزندان امروز از پدر و مادر را شاید بتوان در دو عامل سراغ گرفت؛نخست این که خانواده امروزی به دلایل اقتصادی و تنگناهای معیشتی از تولید مثل و فرزند زایی زیاد، خودداری می کند در نتیجه کودک در محیط منزل و خانواده همبازی های همسان نمی یابد و ناگزیر بیش از کودکان دوره های پیشین به پدر و مادر وابسته می شوند و بیشتر وقت خویش را آن گاه که پدر و مادر در منزل هستند با آنان سپری می کنند و رفتار خویش را با شیوه رفتاری آنان تطبیق می دهند و هماهنگ می کنند. دو دیگر این که در جوامع صنعتی امروز، مقتضیات شغلی باعث جابجایی و نقل و انتقال خانواده ها از یک نقطه به نقطه دیگر می شود، کودکان در محل های جدید کمتر موفق به پیدا کردن همبازی و رفیقی که با او انس پیدا کنند می گردد، حس همبازی جویی انان را به گرایش شدید به سوی پدر و مادر سوق می دهد و تأثیر پذیری ازانان را افزایش می دهد (39). گذشته ازاین همه، کاستی یاد شده به شیوه تربتی خانواده های بر می گرد که از الگوهای تربیتی بهینه وبایسته سنتی ودینی فاصله گرفته ومهمترین کارکرد والدین به ویژه مادران را که تربیت فرزندان سالم ورشد یافته از جنبه های مختلف علمی، تربتی، روانی وعاطفی است به دیگران وخارج از کانون اصیل خانواده، وانهاده وبه آسیب فرافکنی کارکرد ورسالت خانوادگی دچار گشته است. حال آن که اندیشه دینی ومدلهای تربیت خانواده دینی جنین مکانیسمی را بر نمی تابد.ونمی پسندد.

3/2/1/4--تربیت دینی

بر ان چه تاکنون در باره کار کرد تربیت خانواده، به گونه کلی بیان داشتیم، باید افزود که؛یکی از عالی ترین غرایز واحساس های انسانی که از همان اوان زاده شدن وکودکی، در نهاد هر انسانی وجود دارد، حس مذهبی است، شکوفای، پرورش وصیانت ازاین حس، در حیطه خانواده ویکی از کار ویژه های ان است.چه «خانواده غالبا مرکز عبادت مذهبی است که در ان پدر نقش روحانی خانواده را برعهده دارد.» (40)

ازهمین رهگذر، متون قرانی و روایی، دین با وران را، همان سان که مسؤل تزکیه، رشد وپرورش دینی، اخلاقی وعلمی شخص خویش معرفی کرده اند، همان سان، درجایگاه سرپرست خانواده، نسبت به تربیت دینی تمام ی اعضای خانواده، مسئول و مکلف شناخته شده است: «یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم واهلیکم ناراوقود ها الناس والحجارة...»(تحریم/6)

 «ای کسانی که ایمان آورده اید؛خود وخانواده خویش را ازآتشی که هیزم آن انسان ها وسنگ ها است، نگه دارید.»

 نگه داری خویشتن وخانواده از آتش، همان سان که با ترک معاصی و تسلیم نشدن دربرابر شهوات سرکش میسور است، همان سان به وسیله ی تعلیم و تربیت درست و فراهم ساختن محیط پاک و به دور از هرگونه آلودگی فکری و عملی حاصل می شود. حضرت محمد (ص) در پاسخ به سوالی در این زمینه، که چگونه انسان می تواند اهل و فرزندانش را از آتش ( آتش دنیا و آخرت) نجات دهد؛ فرمودند: «آن ها را به آن چه خدا دستور داده امر و از آن چه نهی کرده بازدارید. اگر از شما پذیرفتند آنان را از آتش جهنم حفظ کرده اید و اگر قبول نکردند به وظیفه ی خود عمل نموده اید.» (41)

امام رضا(ع) درکارکرد تربیتی خانواده اسلامی دونکته بس مهم و اساسی را یاد اورشده است ؛نخست آن که به والدین دستور می دهد:« برای فرزندان خود نام ولقب های نیکووپسندیده برگزینید» (42) زیرا، بیشترین واژه وکلمه ای که انسان در گذر حیات خویش می شنود نام خود اواست وازسوی دیگر دانش روان شناختی تا حدزیادی از تأ ثیر ناخود آگاه کلماتی که به صورت روزمره وپیوسته برای انسان تکرار می شود، پرده برداشته وشکل گیری فرهنگ زبانی وادبیات گفتاری کودک را تابعی از وازگان وکلمات مورد استفاده دردرون خانواده، محیط وفضای آموزشی کودکان بر شمرده است.دودیگر آن که می گوید: «پسران راباید درهفت سالگی به نماز واداشت.» (43)

این روایت افزون برآن که نقش تربتی والدین در تربیت دینی ومذهبی فرزندان را باز گو می کند، بهترین دوره سنی مناسب برای آغازتربیت دینی کودکان را نیزتعیین می کند.وآن سن هفت سالگی است.نهادینه ودرونی شدن رفتار ها، باور ها وهنجار های که کودکان در این مرحله سنی می آموزند برکسی پوشیده نیست.

نتیجه:

بدین‌سان خانواده آرمانی و مطلوب دینی ازمنظر آموزه‌های رضوی را می‌توان خانواده‌ای برشمرد و توصیف‌کرد که با اکسیر عشق و محبت، به هم گره‌خورده است و تمامی نیازهای غریزی، روحی و روانی دو همسر در کانون آرامش‌بخش خانواده و زیست مشترک زناشویی تأمین و برآورده می‌گردد و پدر و مادر، خود را مسؤل و عهده‌دار تربیت فرزندان خود می‌انگارند وکودکان نیز ارج‌گذار و پاسدارنده رنج‌ها، محبت‌ها وتلاش‌های خالصانه و طاقت‌سوز پدران و مادران خویش‌اند.

 

_____________________

(1) حر عاملی، محمد، وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعة، تحقیق:عبد الرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دار احیا التراث العربی، 3/14

(2) عیون اخبار الرضا، 2/260.

(3) تی. بی.باتامورجامعه شناسی، ، ترجمه سید حسن منصور وسید حسن حسینی کلجاهی، چاپ اول، تهران، انتشارات فرانکلین، 2535ص190

(4) تی. بی.باتامورجامعه شناسی، ، ترجمه سید حسن منصور وسید حسن حسینی کلجاهی، چاپ اول، تهران، انتشارات فرانکلین، 2535ص190

(5) ویل دورانت، لذات فلسفه، تر جمه:عباس زریاب، تهران، شر کت انتشارات علمی فرهنگی، 1373هج، 136.

(6) وسایل الشیعه، 14/234.

(7) همان، 15/14.

(8) همان، 10/14                    

(9) قاموس قرآن، ماده نشز.

(10) وسایل الشیعه، 14/40

(11) همان.14/126

(12) همان، 14/9

(13) شریف قریشی، باقر، نظام خانواده در اسلام، ترجمه: لطیف راشدی، چاپ دوم، سازمان تبلیغات اسلامی، تابستان1377، ص133.

(14) صانعی، صفدر، بهداشت ازدواج از نظر اسلام، چاپ اول، مشهد، کتاب فروشی جعفری، 1346، ص40

(15) مشکینی، علی، ازدواج در اسلام، ترجمه:احمد جنتی، چاپ اول، قم، انتشارات یاسر، بی تا، ص20و19.

(16) وسایل الشیعه، 14/100

(17) بحارالانوار، 76/102.به نقل:ازدواج دراسلام، 139.

(18) ژ.آ.هدفیلد، اخلاق و روان شناسی، ترجمه:علی پریور، چاپ دوم، تهران، شرکت انتشارات علمی وفرهنگی، 1366، 163

(19) ژ.آ.هدفیلد، اخلاق و روان شناسی، ترجمه:علی پریور، چاپ دوم، تهران، شرکت انتشارات علمی وفرهنگی، 1366، 163

(20) مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ، چاپ هشتم، تهران، انتشارات صدرا، 1357ص180.

(21) لسان العرب، ماده رحمت.

(22) امفردات فی غریب القرآن، ماده رحمت.

(23) زمخشری، محمود، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون ا لاقاویل فی وجوه التاویل، افست، قم، نشر ادب حوزه، بی تا، 1

(24) طبا طبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، قم موسسه انتشارات اسماعیلیان، 18/1.

(25) مغنیه، محمد جواد، التفسیر الکاشف، چاپ، بیروت، دار العلم للملایین، 2/283.

(26) مغنیه، محمد جواد، التفسیر الکاشف، چاپ، بیروت، دار العلم للملایین، 2/283.

(27) وسایل الشیعه، 14/114

(28) همان، 14/20ا1.

(29) عیون اخبار الرضا، 2/41.

(30) همان، 2/42.

(31) همان، 45

(32) شرح جامع صغیر397-6.

(33) وسایل الشیعه، 14-4

(34) همان، 14

(35) نظام خانواده در اسلام.ص63.

(36) سادات، محمد علی، اخلاق اسلامی، تهران، شرکت چاپ ونشر ایران، 1373ص.

(37) عیون اخبار الرضا، 1/258.

(38) همان، 1/234.

(39) جامعه شناسی، 190.

(40) جامعه شناسی، 190.

(41) المیزان فی تفسیرالقرآن، 19/340.

(42) وسایل الشیعه، 15/122.

(43) همان، 15/18


 نوشته شده در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 20:59 توسط حیدری 
  | لينک ثابت


Design By Mohamma Amin Khadivar Copyright 2009 Mehrehashtom.blogfa.com , All rights reserved ©