ویترین فروشگاه با تابلوی نئون بالای سردرش مرا به سویی دعوت می کند. صدای موسیقی از خودرو شاسی بلند مرا به سوی دیگر دعوت میکند. پیامک دوستم برای دعوت به مهمانی است و خط و نشان استاد برای دعوت به درس خواندن است. تبلیغ بانک، فراخوان برنامه تلویزیونی، تابلوها و صداها، هر کدام نشانه چیزی هستند و ما را به سویی دعوت می کنند. با خودم می گویم، در این شلوغی باید حواسم جمع باشد و کلاهم را قاضی کنم که از جانب چه کسی و به کجا خوانده میشوم. در این میانه، تنها تو هستی که با خاطر جمع به سویت می آیم، پشتم گرم است به نام و نشان روشنت ای دعوت کننده به سوی خدا. و باور دارم که تو تنها به یک سو و به یک جهت مرا دعوت میکنی و تنها برای یک کار و یک شخص مرا میخواهی. به سوی رستگاری. به سوی معبود. سلام بر تو ای دعوت کننده به سمت خدا.

 نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 19:27 توسط موسی الرضا حیدری 
  | لينک ثابت


Design By Mohamma Amin Khadivar Copyright 2009 Mehrehashtom.blogfa.com , All rights reserved ©